غرق در "شناخت"

بعده مدت ها شروع کردم دارم کتاب میخونم
اتفاق جالبی بود!
دیشب هم عید امامت علی(ع) بود هم خیلی اتفاقی با زهرا رفتیم
سخنرانی اون حاج آقاهه( آقامیری)  بعد هم که برگشتیم
خیلی اتفاقی یه کتاب رو تو اتاق زهرا دیدم از عکس روی جلدش خوشم اومد و با خودم
آوردمش خونه که بخونم، زهرا میگفت نبرش ، میگف تو عمراً کتاب بخونی
این اتفاق ها شاید با حاله این روزای من با هم رابطه ای داشته باشن
باید مثله میخائیل ایوانف رابطه ای بین متن کتاب و رویایی که دیشب دیدم پیدا کنم
مطمئنم این یه هدیه است از طرف علی(ع)...تا با شناختن اون بتونم خودم رو پیدا کنم!!!
شاید اون هدیه ای که عیسی مسیح به میخائیل داد الان تو دست های منه!!!
(منظورم کتابِ "ناقوس ها به صدا در می آیند" بود)

مشکل کارم

الان فهمیدم مشکل کارم کجاس

که هیچکدوم از کارام پیش نمیره

برنامه هام همش رو زمین مونده

1بی ارادگی: علت= فضای مجازی و شبکه های اجتماعی :|

همه چی شده مسخره بازی

یکم جدی باش، این روزا واس تو سرنوشت سازه فاطی

+الان باید چیکار کنم؟؟تو میگی چیکار کنم

الان شبکه های مجازی هه رو حذف کن، همین، بعد یه روز که فهمیدی جنبشو داری

و کل وقتتو پاش نمیذاری، یه چن ساله دیگه ایشالا

اگ زنده بوده به وقتش نصب میکنی

مطمئن باش با این کار از دنیا عقب نمیمونی

فضای مجازی رو همیشه هس...

آدماش همیشه هستن و آنلاینن

هرموقع برگردی همینجوره تازه پیشرفته تر هم شده

مطمئن باش با خوندنه پستای چرت و پرت توییتری ها و اینستایی ها

و لایک کردنشن تو چندین ساله دیگم به هیچجا نمیرسی

پس حواست به خودتت باشه، نت واسه استفاده توئه نو تو واسه اون

صرف وقت واسه نت یکدرصدم به نفع تو نیست اما صرف همین وقت برای خودت قطعا به نفع زندگی و اینده خودته

پس همین الان همه رو برای یه مدت پاک کن و بچسب به هدفات و کار کن

تا بتونی به اون روز های قشنگ و بزرگی که تو ذهنت هرشب بهشون فکر میکنی برسی

.

.

.

بـــــــــــــــزن بریییییم.....!!!

تغییر، مصمم تر از قبل، امیدوارم

امروز یه اتفاقایی افتاد ک حس میکنم واقعا باید تغییر کنم وگرنه به هیچ کدوم از هدفایی که تو ذهنمه نمیرسم

با این روندی که من دارم پیش میرم هر روز صبح دیر بیدار میشمو، نه زبان میخونم نه عربی

و نه برنامه نویسی رو درست کار میکنم نه به پیج اینستا و کانال تلگرام میرسم

نه خیاطی و نه نقاشی و نه مکرومه رو دنبال میکنم

نمیدونم، شایدم یکی از علتایی که نمیکنم هیچکدوم ازین کارا رو زیاد بودنه تعداداشونه

باید الویت بندی کنم

راستش قدرت الویت بندی هم ندارم

نمیدونم عَلایقم رو تو الویت قرار بدم یا یا اون لازِما رو...

خب....

برا اینکه ن قلبم ناراحت شه نه عقلم....از هرکدوم دوتا رو تو الویت قرار میدم

کنکور: 1-عربی 2- زبان

مهارت:1-کد نویسی2-خیاطی :)

روزای زوج: خونه و لبتاب مهارتام

روزای فرد: کتابخونه میرمو کنکور

نقاشی، مکرومه ، و...

بی گناه

اتفاقایی که این چند روز افتاد خیلی بد بود

وقتی بهشون فکر میکنم گریَم میگیره

دلم برا مامانم میسوزه،

خدایا؟ من باید چیکار کنم؟

ما باید چیکار کنیم؟

خدایا دیدی دیشبو؟

چیکار کرد با بچه یتیم؟

خدایا؟قلبم شکسته

اشکامو میبینی خدا؟

امیر خیلی مَرده...بچه اس هنو اما مرده..

اما اون چی؟اون چل سالشه..اما هنو ضعیفه

ضعفشو پشت کتک زدناش و نعره هاش میخواد قایم کنه

اما نمدونه که داره ضعفشو بی غیرتیشو فریاد میزنه

خدایا مراقب امیر باش...

خدایا حالمونو خوب کن :'(

اضافه کاریه نورونی

ساعت 5:10 صبحه

زود پانشدم

هنوز نخوابیدم

اینسومنیا داره مغزم

مخَم رو به انفجاره

کمــــــــــــــــــــــــک....خداااا؟؟؟

حالم داره از خودم بهم میخوره

خدایا؟؟؟کمکم کن....میخوام دختر خوبی باشم...

خدایا؟؟؟تنهام نذار....

خدا جونم....من بجز تو کسیو ندارم...

کمک کن...ب حاله خودم رهام نکن :'(

و بلاخره.....

و بلاخره امروز شروعش میکنم

میگن طرف نمیرف مکتب وقتی میرف جمعه بود

هه...حالا حکایت ماس...

مهم نیس...مهم اینه که پاشدم بلاخره

میخوام از عربی شروع کنم

درسته از خیلی از درسا خوشم نمیاد

اما به خاطر آرزوهام، به خاطر آیندم مجبورم

خدایا مرسی...به خاطر همه چی...

....با توکل به خودت...میدونم کمکم میکنی :)

فعلا خدایییی... ;)


رمضونه

خستم..حالم بده...حال روحى...حال جسمی...نجاتم بده خدا...

دل بککن

دل بکن از هرچی گوسفند بود...

ارسال مطلب جدید

چن روزه همش صفحه ی "ارسال مطلب جدید" رو باز میکنم

هیچی نمینویسم

فقط نگاش میکنم

نگاش میکنم و فکر میکنم

انقد فکرام و ذهنم بهم ریخته شده چن وقت

و هیچ جوره هم نظم نمیگیرن که تایپشون کنم فکرامو...

نمیدونم چی درسته چی غلط...

خسته میشم واقعا بعضی وقتا

خدایی من فازم چیه؟؟ :(

کاش میتونستم به خودم کمک کنم

نمیدونم باید چیکار کنم...

گیج شدم 

نصفه شبى

ساعت 2 شب شده و من هنوز خوابم نبرده...خداااااا؟؟؟؟؟ کمک...

بدى

چرا همه انقد بد شدن؟!

برنامه ریزی و تغییراتِ من

باید یه برنامه ریزی اساسی واسه زندگیم کنم

اینطوری نمیشه پیش رفت

اما نمیدونم باید از کجا شروع کنم...

خب....

فک کنم اول باید هدفم رو روشن کنم...

بعد انگیزه واسه رسیدن به اون هدف وسه خودم ایجاد کنم

بعد اون چیزا و کارایی که مانع و سد راهه من میشن رو از بین ببرم

خب....

هدف:

 A)مفید بود

 B)انجام کارهایی که دوست دارم 

C) عاقبت خوب

 D) ساختن زندگی متعالی

 E)ترک عادات بد

              

A)مفید بودن: 

 1- کمک به مادرم

2-آموزش دانشم به اطرافیانم

 3- و....

B) انجام کارهایی که دوست دارم:

1-نقاشی

2-عکاسی

3- خیاطی

4-خواندن کتاب هایی که دوست دارم

 5- سفر کردن به مکان های مورد علاقه ام

 6- و......

 C)عاقبت خوب:

  1-نماز ها و روزه هایم را کام انجام دهم و بخوانم

                                2- سعی کنم روزی چند صفحه از قرآن را با معنی بخوانم

 3- اگه پولی دارم به دیگران کمک کنم

 4-به پدر و مادرم احترام بگذارم

 5-درس بخوانم و درس بخوانم

 6- گناهانم را ترک کنم..مثله :

(تنبلی در نماز، غیبت، دروغ، صحبت با نامحرم، نگاه به نامحرم، و....)

 D)ساختن یک زندگی متعالی:

1-درآمد کافی داشته باشم

  2- مستقل باشم

 3- و.....

 E)ترک عادات بد:

 1-شب دیر خوابیدن

2- بیش از حد موزیک گوش کردن( رپ)

  3- زیاد پای لپ تاپ و گوشی تلگرام و اینستا نشستن و درگیر کردن فکر با اینا

  4- صبح دیر بیدار شدن

 5- تنبلی و....

             

M

خدایا؟ این چه وضعه؟که هم میخوامش هم نمیخوامش...خدایا؟ کمک :'(

سال نو

خدایا؟ کمکم کن آدم شم امسال، دیگه کارام و تصمیمام و رفتارام از رو هوا هوس نباشه، اراده داشته باشم...

mother

مادر

music


ساخت کد آهنگ

َاللهُ اَکبَر...

خدایا؟

خیلی خوشحالم ک تورو دارم...

خدایا؟؟؟خیلی بزرگی...

خدایا؟؟؟میدونی؟؟حس میکنم تنها نیستم

خدایا؟؟؟ حِسِت میکنم...

خدایا؟؟؟دیگه هیچوقت تنهام نذار...

من بی تو پوووچه پووچم...

AII

خستم از آدما...از همه ...همه...

Tnx

خدایا ؟ شکرت :-) !

ارزش

هیچ کس یا چیزی ارزش و لیاقت مانع شدن بر سر راه مرا ندارن....بیهوده ها و فانی ها را نخواه...بگذر...برس...

توسط عقل

اگر انسان ارزش خود را بداند....آنگاه بر قدرت اراده و انتخاب خود مسلط میشود، آن زمان است که هیچ جنبنده اى قادر به شکست او نیست حتی اگر او را بکشند...

من

من میرسم به مقصد...

برنده

"من" وقتی میجنگم که مطمئنأ برنده شم...

بارون

بارون تورو یادم میاره... :'(
In the name of my GOD ,Allah