بعده مدت ها شروع کردم دارم کتاب میخونم
اتفاق جالبی بود!
دیشب هم عید امامت علی(ع) بود هم خیلی اتفاقی با زهرا رفتیم
سخنرانی اون حاج آقاهه( آقامیری)  بعد هم که برگشتیم
خیلی اتفاقی یه کتاب رو تو اتاق زهرا دیدم از عکس روی جلدش خوشم اومد و با خودم
آوردمش خونه که بخونم، زهرا میگفت نبرش ، میگف تو عمراً کتاب بخونی
این اتفاق ها شاید با حاله این روزای من با هم رابطه ای داشته باشن
باید مثله میخائیل ایوانف رابطه ای بین متن کتاب و رویایی که دیشب دیدم پیدا کنم
مطمئنم این یه هدیه است از طرف علی(ع)...تا با شناختن اون بتونم خودم رو پیدا کنم!!!
شاید اون هدیه ای که عیسی مسیح به میخائیل داد الان تو دست های منه!!!
(منظورم کتابِ "ناقوس ها به صدا در می آیند" بود)